|
آنا یوردوم آذربایجان
|
||
|
بالاجا بير تورك دونياسيدير بيزيم اورمو |
انسان از اول آفرینش موجودی اجتماعی بوده و برای ادامه زندگی جمعی اش قوانینی طرح کرده تا در صلح و آرامش به حیات خود ادامه دهد. چون طراحان قوانین در هر زمان امکانات بیشتری را در اختیار داشته اند همیشه سعی می کرده اند بیشتر قوانین منافع آنها را تامین نماید.
با این همه ملت ها چون خواستار امنیت و آرامش بودند به قوانین وضع شده بهتر از خود طراحان عمل می کردند.چون هیچ موقع قدرت و شعور آن را نداشتند که خود را در وضع قوانین سهیم بدانند و یا به قوانین وضع شده که علیه آنها است اعتراض نمایند.
ولی انسان امروزه می خواهد در جامعه ای زندگی کند که قوانین عادلانه تنظیم شده و حق وحقوق هر کس یا هر ملت مورد احترام قرار گیرد.
بیشتر قوانین در هر جامعه ای ظاهری خوب داشته ولی اکثرا در عمل با شکست روبرو شده اند. حتی در گذشته اکثر مواقع طراحان ِتنظیم کنندگان و نویسندگان خود مانع اجرای قوانین شده اند.
اینجاست که می گوییم آنها آتش زیرخاکستر پنهان می کردند. دیدیم رژیم 2500 ساله را که در اثر وزش باد ملایمی آتش نمایان شد و منطقه را شعله ور نمودو شعله های آتش خود آن ها را هم در بر گرفت.
چون شعور ملت ها با سرعتی زیاد رشد نمود و هر روز آگاه تر از روز قبل شدند. و باز به این باور خواهند رسید که گره های ایجاد شده را باید با امکاناتی که می توانند فراهم کنند خودشان باز کنند.
آن موقع ملت ایران با رشد شعور فرهنگی و سیاسی و اجتماعی خود به این باور رسید که هر ملتی خودش باید درباره اداره منطقه یا مملکتش برنامه ریزی کند نه دیگران. بیگانه بیگانه است هیچوقت خودی نیست خودمان باید به فکر خودمان باشیم.
در یکی از تظاهرات دو مرد جوان و پیر کنار هم مشغول شعار دادن بودند.
پیر مرد به مرد حوان می گوید: اگر امکان دارد کمی با صدای آرام شعار دهید. مرد جوان در جواب پیرمرد می گوید: اگر شما به موقع اعتراض خود را بیان می کردید من امروز مجبور نمی شدم با صدای بلند شعار دهم و هنجره ام را پاره کنم و شما هم از صدای من ناراحت نمی شدید. باید کاری کنیم که دیگر چنین اتفاقاتی پیش نیاید.
شعور ملت ها با زمان حرکت می کند چون زمان همیشه در حال حرکت است پس شعور ملت ها هم نخواهد ایستاد این را می بینیم و خواهیم دید و کسی نمی تواند منکر آن شود.
خدایا از تو عاجزانه می خواهیم شاهد روزی باشیم که فقیری از گرسنگی ننالد و ثروتمندی جبار به خود نبالد.
توجه: نویسنده این مطلب فرد دیگری است که من به دلایلی از گفتن نام شخص خودداری می کنم.
موسیقی ملل تورک (خصوصا آذربایجانی ها) و نیز رقص های دسته جمعی و انفرادی آنها از ممتازترین موسیقی و ایده آل ترین رقص های دنیا به شمار میرود.
اکثر کارشناسان بزرگ موسیقی آذربایجانی آن را به سه دسته تقسیم می کنند:
موسیقی ملی (ترانه ها و آهنگ های رقص )
ملی- حرفه ای ( آشیق)
شفاهی – حرفه ای ( دستگاه های موغامی اصلی- موغام های دارای فرم کوچک- موغام های ضربی)
حال بررسی موسیقی ملی – حرفه ای یا همان آشیق:
هنر موسیقی آشیق از نظر مضمون و محتوی قهرمانی – رزمی- موضوعات تغزلی و کلاسیک و... و نیز به علت داشتن خصوصیات سنتی از یک طرف آفرینش حرفه ای را تشکیل می دهد ولی از نظر ساختار یک هنر فولکوریک است.
جز اصلی این نوع موسیقی ساز یا قوپوز جزو اولین آلات موسیقی جهان به شمار می رود. این ساز یکی از بهترین و منحصر به فردترین سازهاست که اختصاص به ملت تورک دارد و در هیچ نکته ای از دنیا بجز نزد ملل تورک نواخته نمی شود.
ریشه این کلمه از مصدر قوپماق به معنای کنده شده است و خود قوپوز به معنای کنده شده از درخت می باشد.
شیوه ی نواختن این ساز در بین سایر سازها منحصر به فرد است به طوریکه نوازنده با حالات خاصی آن را بر بالای سینه ی خود نگه داشته و می نوازد. برخی قدمت این سازها را حتی به هفت هزار سال قبل از میلاد نسبت می دهند.
قوپوز علاوه بر اینکه به طرز خاصی نواخته می شود نوازنده آن دارای ویژگی های خاصی نیز است.او علاوه بر نوازندگی خواننده آهنگ ساز و سراینده ی ترانه هایش نیز است. صدای دلنشین آن ها در طول سالیان متمادی آرامش بخش دل های بیقرار و مردمان این سرزمین بوده و در عروسی ها و عشق ها و دردها و رنج ها و نیز حتی در جنگ ها همدم این مردم بوده است.
اولین باری که از قوپوز سخن به میان آمده ( بصورت کتبی) داستان های دده قورقود می باشد و دده قورقود نیز به عنوان اولین اوزان مطرح است.
از دیگر نوازندگان این ساز می توان به کوراوغلی-آشیق جیران-آشیق علعسگر-که در کتاب های تاریخی قید شده اند اشاره کرد.
علاوه بر ساز که رکن اصلی موسیقی آشیقی است در برخی مناطق و اغلب در روستاها بالابان همراه با قاوال آشیق را درهنر یاری می رسانند. بر اساس گفته های آشیق های برجسته و اساتید موسیقی این نوع موسیقی 72-73 آهنگ دارد. البته امروز این آهنگ ها به 130 تا 140 آهنگ نیز فزونی یافته است. این آهنگ ها به سه گروه تقسیم می شوند که هر یک ویژگی های مخصوص و نوع نوازندگی خاصی را می طلبد.
یوخاری هاوالار: این آهنگ ها از پرده ی چهارم به بالا نواخته می شوند و نوازنده را خسته نمی کنند.
اورتا هاوالار: این آهنگ ها مابین شاه پرده ی بالا و پرده ی چهارم و شاه پرده ی میانی (پرده ی نهم) نواخته می شوند.
آشاغی هاوالار: این آهنگ ها در پرده ی پایین تر از شاه پرده ی میانی نواخته می شوند. این ها به علت زیل بودن باعث خستگی می شوند.
من نمی خواستم این مطلب را در وبلاگ خودم بنویسم و قصد داشتم که موضوع" آشیقلار و آذربایجان فولکولور موسیقی سی"را طی بخش های مختلف خدمت خوانندگان عرضه کنم اما این درد کهنه مدت هاست که روح ملت آذربایجان را آزار می دهد و آن افتخار آفرینی فرزندان تورک آذربایجان برای سرزمین پارس می باشد که لقب ستارگان پارسی را برای تیم های خود انتخاب می کند.
روز جمعه که هادی ساعی فرزند غیور آذربایجان مدال طلای المپیک را برای ایران بدست آورد و پرچم ایران را بالاتر از همه به اهتزاز در آورد یاد خرداد 85 افتادم که وقتی تیم ملی ایران برای حضور در جام جهانی عازم بود لقب " ستارگان پارسی " را برای آن تیم انتخاب کردند که باعث خشم و خنده ی همگان گردید و آنها این کشور را سرزمین پارس معرفی کردند.
بعد با ترفندی بسیار بچگانه حدیثی مجعول از پیامبر اکرم (ص) را روی اسکناس ها چاپ کردند که باز هم این حدیث این سرزمین را سرزمین پارس معرفی می کرد.
حالا برگردیم به همین قضیه المپیک که مطمئنم این رویداد ورزشی آنقدر ارزشش را دارد که تمام هواس ها و اذهان را به خود جلب کند.
اگر به سه دوره ی گذشته ی المپیک نگاه کنیم خواهیم دید که اگر تورک های آذربایجان نبودند کشور ایران نمی دانم که در چه جایگاهی قرار می گرفت ( قضاوت با شماست)
المپیک سیدنی: حسین رضا زاده ( طلا) هادی ساعی ( برنز)
المپیک آتن : حسین رضازاده ( طلا ) هادی ساعی ( طلا ) یوسف کرمی (برنز)
المپیک پکن: هادی ساعی ( طلا)
در مجموع ۶ مدال المپیک که 4 تای آن طلا می باشد را تورک های آذربایجان نصیب ایران کرده اند که این ها فقط مدال های المپیک می باشد که بازی های جهانی و آسیایی را کنار گذاشته ایم .
حال با همه ی این اوصاف آیا وقت آن نرسیده که مقامات و مسئولین ایران به جای آن که نام تیم های خود را ستارگان پارسی بگذارند باید نام آن را ( تورک اولدوزلاری) بگذارند.
مردم ایران خوب می دانند که چه بخواهند وچه نخواهند ورزش این کشور مدیون و محتاج آذربایجان است و هشیار باشید که بدون وجود( گونئی آذربایجان ) شما حتی نمی توانستید عنوان بهترین گلزن تاریخ فوتبال جهان ( علی دایی ) را به ایران نسبت دهید چون او نیز جزئی از فرزندان آذربایجان می باشد.
