تبليغاتX
آنا یوردوم آذربایجان
 
آنا یوردوم آذربایجان
 
 
بالاجا بير تورك دونياسيدير بيزيم اورمو
 
دوستان عزيز امروز كه من اين مطلب را مي نويسم آذربايجان عزيزمان دچار مشكلات بسيار شديد و مهلكي مي باشد كه در اينجا نمي توان حتي گوشه اي از آن را نيز هم بيان كرد.
اما در حال حاضر يكي از بزرگترين مشكلات آذربايجان و يا بلكه ايران و حتي جهان مشكل خشك شدن درياچه اورميه مي باشد. دوستان من هم اكنون كه اين مطلب را مي نويسم  بخش ديگري از اين درياچه شور در حال خشك شدن مي باشد.
اگر بخواهيم مقياس اين خشك شدن را به صورت عددي بيان كنيم اين درياچه نسبت به وضعيت مشابه سال قبل 40 درصد از مقدار آب موجود درآن كاسته شده و در واقع مي توان گفت كه نسبت به سال قبل 30 سانتيمتر آب اين درياچه پايين آمده است.
(اما اين وبلاگ نمي خواهد اين بحران را به وسيله ي اعداد و ارقام نشان دهد)
نمي دانم شما در اين سال از نزديك درياچه اورميه را مشاهده كرده ايد يا خير ولي اگر شما بخواهيد به عمق اين فاجعه پي ببريد كافي است كه سري به حاشيه هاي اين درياچه بزنيد. و در اين صورت است كه هر فرد آذربايجاني  يا اورموي يا ايراني با ديدن وضع آن بايد عرق شرم بر چهره اش بريزد.
دوستان من درياچه اورميه با عمر ميليوني و حتي ميلياردي سال هاي سال است كه با اقتدار پا برجا مانده و از زمان به وجود آمدن انسان اين درياچه هميشه وجود داشته است . اما...
اما چرا بايد اين درياچه هميشه شور اورميه تا اين حد دچار بحران شود كه همگي خطر از دست دادن آن را با تمام وجود حس مي كنيم . در واقع اين مطلب را همه قبول دارند كه كاهش نزولات آسماني علت عمده ي اين كاهش آب اين درياچه مي باشد اما سوالي كه وجود دارد اين است كه آيا مي توان همه علت اين كاهش را به كمبود بارندگي ها نسلت داد؟ آيا انسان امروزي كه تا اين حد در علوم مختلف پيشرفت كرده نمي تواند حداقل به طور نسبي از كاهش آن جلوگيري كند؟
سوال ديگري نيز كه وجود دارد اين است كه اگر مسئولان كشوري يا استاني  نمي توانند كاري بكنند پس اين پست و مقام ها به چه دردي مي خورد؟ آيا فقط مسئول بودن اين است كه فقط عده اي دور هم جمع شوند و سخنراني انجام دهند و در آنجا اين مسئول آمريكا را محكوم كند و آن يكي اسرائيل را؟...
اي مسئولاني كه هيچ وقت صداي مردم را نشنيده ايد اين نكته را بدانيد كه درياچه اورميه بخشي از هويت ما است و خشك شدن آن نيز در واقع خشك شدن هويت ما نيز مي باشد.
جالب است اين مطلب را نيز بدانيد كه براي جلوگيري از خشك شدن اين درياچه هيچ گونه همكاري از سوي استان هاي آذربايجان شرقي و كردستان انجام نگرفته است در حالي كه بخش عظيمي از آب اين استان براي تامين احتياجات استان هاي اذربايجان شرقي و كردستان مصرف مي شود!
پس حالا من اين مطلب را به نمايندگان شهرمان اورميه عرض مي كنم كه آيا مي توانيد از خشك شدن اين درياچه جلوگيري كنيد؟ آيا مي توانيد از فقر شديد اين شهر يا استان جلوگيري كنيد؟ شهرمان اورميه از شهرهاي محروم كشور است و پل ميانگذر ما هم كه در دنيا ديگر مشهور گشته! آيا خواهند توانست گام هايي براي بهبود وضعيت بردارند يا مثل دوره هاي قبلي براي پوشيدن كت و شلوار هاي شيك و گرفتن پول و پست و مقام چشم به صندلي هاي سبز مجلس دوخته اند؟
بار ديگر عرض مي كنم كه اگر فورا اقدامي براي اين درياچه انجام نشود اين درياچه ديگر درياچه اورميه نخواهد بود وبايد يگوييم نمكزار اورميه!!!
 |+| نوشته شده در  سی و یکم فروردین 1387ساعت   توسط اذربایجان اوغلو   | 
در ابتدا سال 87 را به تمام ملت تورک جهان تبریک گفته (آذربایجان، تورکیه، تورکمنیستان، قرقیزستان ،قزاقستان ،اوزبکیستان،چین و... ) و از خداوند متعال آرزو دارم هر تورکی در هر کجای دنیا به خاطر تورک بودنش به خود افتخار کند.
اما بیایید با نگاهی به وضعیت موجود در آذربایجان به راهی که باید پیموده شود تا ملت آذربایجان به آنچه آن را از دست داده دست پیدا کند دست پیدا کند.
دوستان تورک و آذربایجانی من و هر کسی که این مطلب را می خواند، از آنجایی که این وبلاگ بیشتر در راستای بیان مشکل عدم تدریس زبان تورکی آذربایجانی فعالیت دارد بنابراین به بیان مشکلاتی که در جامعه امروزی آذربایجان در این مورد وجود دارد می پردازم.
دوستان با وجود فعالیت هایی که در آذربایجان وجود دارد (حرکت ملی آذربایجان) باید با تاسف عرض کنم که این حرکت با وجود پیشرفت چشمگیر در بین مردم آذربایجان ، در مقایسه با هجوم سایر عوامل از سوی شوونیست فارس بسیار ضعیف می باشد (با در اختیار داشتن تمام ابزارها رادیو و تلویزیون و کلیه رسانه های جمعی و... ) طوری که عوام مردم آذربایجان اصلا چیزی از حرکت ملی آذربایجان نمی دانند و یا حتی به مخالفت با آن می پردازند و به حمایت از دشمن آذربایجان می پردازند.
عده ای هم وجود داردند که در ارگان هایی خدمت می کنند که در واقع نمایانگر ابزارهای دولت برای سرکوب این حرکت می باشند (سپاه ، بسیج و... ) که در واقع این افراد هم نمی توانند کمکی به حرکت ملی آذربایجان کنند.
(البته اشاره به حرکت ملی آذربایجان در رابطه با موضوع تدریس زبان تورکی آذربایجانی می باشد)
پس ما نتیجه می گیریم که حرکت ملی آذربایجان برای اثبات حقانیت خود باید بسیار قویتر از این وضع موجو باشد و نیازمند ابزارهای بسیار قوی تر از این می باشد.
امیدوارم در سال 87 تمام آذربایجانی های عزیز برای به دست آوردن حق و حقوق خود با تمام وجود فعالیت کنند.

 

 |+| نوشته شده در  چهاردهم فروردین 1387ساعت   توسط اذربایجان اوغلو   |