تبليغاتX
آنا یوردوم آذربایجان
 
آنا یوردوم آذربایجان
 
 
بالاجا بير تورك دونياسيدير بيزيم اورمو
 
امروزه در اطراف ما اتفاقات بسیار مهمی در حال روی دادن است واگر با کمی تامل به این وقایع نگاه کنیم کم کم به خودمان خواهیم امد و از سویی خوشحال خواهیم شد واز سویی دیگر غمگین و اندوهناک.
اری امروز ملت بزرگ تورک در سراسر جهان به پا خواسته و ما علنا شاهد قدرت نمایی تورک های جهان هستیم.
اگر نگاهی به غرب خودمان بکنیم خواهیم دید که هم نژادهای ما در ان سوی مرزها دست به کاری بزرگ زده اند بله ملت ترکیه امروز کرکوک را مورد هدف گرفته و ارتش خود را در شمال عراق مستقر کرده خواستار باز پس گیری خاک خود می باشد البته اهداف مختلفی در این کار دنبال می شود که مهم ترین ان ها نجات هم نژادهای تورک ما از دست کردهای غاصب می باشد و دیگری نشان دادن قدرت خود به احزاب به اصطلاح سیاسی p.k.k ونشاندن ان ها در جاي خود مي باشد و هدف بعدي جلوگيري از تجزيه عراق و تشكيل كردستان مستقل در ان منطقه مي باشد.
اگر به شمال خود نگاه كنيم می بینیم كه اذربايجان در شرايط نسبتا خوبي به سر مي برد دولت اذربايجان خواستار برگزاري بازي هاي المپيك و ملت هاي اروپا مي باشد و از همه مهم تر خواستار ازادي قره باغ ميباشد كه اخيرا الهام عليف رئيس جمهور اذربايجان به دولت ارمنستان اخطار كرده كه در صورت ادامه ي روند غصب خاك قره باغ دستور حمله به ان منطقه را خواهد داد و نكته اي كه وجود دارد هر كدام از اين وقايع با سانسور شديد خبري در كشور ايران مواجه شده و اگر خبري هم پخش شده به صورت خيلي كلي گفته شده (اگر اين وقايع در فلسطين يا لبنان مي افتاد شما تصور كنيد اخبار ايران چطور ان را پوشش مي داد) و دولت ايران كه حامي اول و اصلي كردهاي عراق و حتي ايران است به هيچ وجه دوست ندارد ابزار قدرتش صدمه اي ببيند چون اين دولت مي تواند از كردها بهره هاي بسياري ببرد كه نمي خواهم انها را بازگو كنم.

با ارزوي باز پس گيري همه سرزمين هاي ملت بزرگ تورك

 |+| نوشته شده در  بیست و هشتم مهر 1386ساعت   توسط اذربایجان اوغلو   | 
شاید امروز از هرکسی که در ایران زندگی می کند بپرسید که مولوی اهل کجا بود ودر کجا زندگی می کرد پاسخ خواهد داد که بله او یک شاعر ایرانی و پارسی گوی بوده و تمام عمر خود را در ایران سپری کرده و تمام اشعارش نیز به زبان فارسی می باشد و فقط در اواخر عمرش گذرش به قونیه (در ترکیه) افتاده و همان جادرسن 68 سالگی نیز فوت کرده است.
اما اگر بخواهیم زندگی مولوی را بررسی کنیم خواهیم دید که او در شهر بلخ دیده به جهان گشوده که متاسفانه یا خوشبختانه این شهر جزو ایران امروزی نمی باشد و در ان موقع به دلیل حملات مغول به ناچار این شهر را ترک می کند و بدین ترتیب او برای رسیدن به مقصد خود یعنی شهر قونیه باید از ایران امروزی گذر می کرد.
مولانا بعد از ان تقریبا تمام عمر خود را در قونیه سپری می کند و همچنین به ملای رومی نیز شهرت می یابد.
مولانا جلال الدین محمد بلخی تورک که (در ایران واژه ی تورک حذف شده)دارای اثاری به نظم و نثر می باشد. این اثار از برجسته ترین اثار زبان فارسی می باشند. البته این اثار دارای محدودیت هایی هستند به طوری که نسخه خطی وچاپی این اثار دارای تفاوت هایی می باشند.
حال سوالی که پیش می اید این است که ایا مردم تورک زبان باید ناراحت باشند که شاعر تورک زبان اثاری به این برجستگی و عظمت به زبان فارسی گماشته یا مردم پارسی گوی که شاعری بیگانه این لطف را در حق انان کرده و از زبان فارسی برای اشعارش استفاده کرده است؟
به هر حال چند بیت ملمع (شعر دو زبانه)مولوی به زبان تورکی و فارسی:

داني كه من به عالم يالقيز سني سئورمن               چون در برم نيايي اندر غمت اولر من

من يار با وفايم بر من جفا ئيلور سان                   گر تو مرا نخواهي من خود سني ديلر من

روي چو ماه داري من شاد دل از انم                     از ان شكر لبانت بير ائو پكنگ ديلر من

تو همچو شير مستي داني قانيم ايچرسن              من چون سگان كويت دنبال تو گزر من

فرماي غمزه ات را تا خون من بريزد                    ور ني سنين اليندن من يارغويا بارير من

هر دم به خشم كويي بارغيل منيم قانيمدان           من روي سخت كرده نزديك تو دورور من

روزي نشست خواهم يالقيز سنين قاتيندا              هم سن چاخير ايچرسن هم من قوپوز چالار من

روزي كه من نبينم ان روي همچو ماهت                جانانشان كويت از هر كسي سورور من

ماهي چو شمس تبريز غيبت نمود گفتند                از ديگري نپرسيد من سويله رم ارار من

همچنین اسرار مولانا به تورک بودن خود را در این شعر می بینید:

بيگانه مگوييد مرا از اين كويم                 در شهر شما خانه خود مي جويم

دشمن نيم ار چند كه دشمن رويم             اصلم ترك است اگر چه هندي گويم (... اگر چه دري گويم)

در بیان رشادت و جوانمردی ترکان:

ترك ان بود كز بيم او ده از خراج ايمن شود       ترك ان نباشد كز طمع سيلي هر قوتسوز خورد

يك حمله و يك حمله كامد شب تاريكي             تركي كن و چستي كن نه نرمي وتاجيكي

و در اخر به یاد مولانا جلال الدین محمد بلخی تورک:

ماه است نمي دانم خورشيد رخت يا نه           بو ايريليق اودونا نئجه جيگريم يا نه؟

 

 |+| نوشته شده در  هفدهم مهر 1386ساعت   توسط اذربایجان اوغلو   |